جوک اصفهانی



به اصفهانیه میگن شیرین تر از عسل چی خوردی؟میگه ترشی مجانی!!!

 

اصفهونیا رو از چهار تا چیز میشه شناخت:
- همشون زیرشلواری آبی راه راه دارن
- هر قلوپ نوشابه كه می‌خورن به شیشه نگاه می‌كنن ببینن تا كجاش رفته
- جلوی در وامیستن و به جای اینكه بگن بفرمایین تو، میگن حالا چرا نمیان تو؟
- بستنی لیوانی كه می‌خورن حتما درش رو می‌لیسن

 

اس ام اسی از یک اصفهانی
آغاز سال 2008 مبارک ، تاسوعا و عاشورا تسلیت ، پیروزی انقلاب مبارک ، اربعین حسینی تسلیت ، رحلت پیامبر و شهادت امام حسن و امام رضا تسلیت ، روز ملی شدن صنعت نفت و عید باستانی نوروز بر شما مبارک تا آخر سال خداحافظ

 

یه اصفهانیه رو به جرم قتل زن و مادر زنش داشتن محاكمه می‌كردن! قاضی بهش می‌گه: شما مظنون به قتل همسرتون توسط ضربات چكش هستید! یهو یكی از افراد بسیار محترم جامعه از پشت دادگاه داد می‌زنه: ای كثافت بی شرف! دوباره قاضی می‌گه: در ضمن شما مظنون به قتل مادر زنتان با ضربات چكش هم هستید! دوباره اون فرد محترم می‌گه: ای آشغال كثیف! قاضیه این دفعه دیگه عصبانی می‌شه و می‌گه: آقای فرد محترم جامعه! می‌دونم كه به خاطر این بی رحمی و جنایت چقدر از این آقا بدتون میاد، اما اگه یك بار دیگه از این حرفای رکیک بزنین ناچار می‌شم كه از دادگاه اخراجتون كنم! فرد محترم می‌گه: مساله این نیست كه ازش بدم میاد، مشكل اینه كه من 15 ساله‌ كه همسایه‌ی اینام و در طی این 15 سال هر وقت خواستم ازش چكش قرض بگیرم، گفته كه ما چكش نداریم!

 

اصفهانیه به بچه اش میگه: اگه همه نمره هات بیست بشه می برمت پارک تا بستنی خوردن بچه های دیگرو ببینی

 

یه اصفهانیه رو به جرم قتل زن و مادر زنش داشتن محاكمه می‌كردن! قاضی بهش می‌گه: شما مظنون به قتل همسرتون توسط ضربات چكش هستید! یهو یكی از افراد بسیار محترم جامعه از پشت دادگاه داد می‌زنه: ای كثافت بی شرف! دوباره قاضی می‌گه: در ضمن شما مظنون به قتل مادر زنتان با ضربات چكش هم هستید! دوباره اون فرد محترم می‌گه: ای آشغال كثیف! قاضیه این دفعه دیگه عصبانی می‌شه و می‌گه: آقای فرد محترم جامعه! می‌دونم كه به خاطر این بی رحمی و جنایت چقدر از این آقا بدتون میاد، اما اگه یك بار دیگه از این حرفای رکیک بزنین ناچار می‌شم كه از دادگاه اخراجتون كنم! فرد محترم می‌گه: مساله این نیست كه ازش بدم میاد، مشكل اینه كه من 15 ساله‌ كه همسایه‌ی اینام و در طی این 15 سال هر وقت خواستم ازش چكش قرض بگیرم، گفته كه ما چكش نداریم!

 

اصفهانیه وصیت می کنه بعد از مرگش روی قبرش بنویسن من مُردم، ولی مغازه باز است!

 

سه تا اصفهانی با هم مسابقه زیر آبی میزارن، هر کی سرشو زود تر از آب بیرون میاورد باید بقیه رو پیتزّا مهمون میکرده …… هر 3 تاشون میمیرن

 

یه اصفهانیه به باباش میگه : بابا چرا ما مثل بقیه با

کشتی سفر نمیکنیم ؟ باباش میگه : خفه شو شناتو بکن

 

یه روز مورچه ها به خونه یه اصفهانیه حمله می کنند .

بعد چند روز از گشنگی می میرن




اصفهانیه در حال مرگ بوده از زنش می پرسه محمد کجاست ؟ زنش میگه : همین جا کنارت نشسته . میگه علی کجاست ؟ زنش میگه اونطرفت نشسته . میگه حامد کجاست ؟ میگه اونم همین جاست . یهو داد می زنه پس برای چی چراغ اون اتاق بی خودی روشنه ؟

 

به اصفهانی مییگن با کالسکه جمله بساز میگه این میوه ها کالس که !!!!!!!!!!!

 

به یه اصفهانیه می گند چرااصفهانیا اینقدر اس اس می کنند می گد هر کی گفتس دروغ گفتس .

 

بچه اصفهانیه از باباش میپرسه: بابا برای عید نوروز نمیریم چهلستونو ببینیم من خیلی دوست دارم بدونم چه شکلیه؟ باباش میگه: چرا نمیریم پسرم؟ اگه مُفتیش کردند ما هم میریم !

 

یه شخصی از خیابون رد میشده ، میبینه یه بچه اصفهانی نشسته كنار خیابون گریه میكنه. جلو میره و میگه چی شده عزیزم ، پسر بچه میگه سكه ۲۵ تومانی ام را گم كرده ام. مرد میگه اینكه گریه نداره بیا این۲۵ تومانی مال تو! بچه باز هم به گریه كردن ادامه میده < مرد میپرسه دیگه چیه ؟ بچه میگه اگه اون سكه را گم نكرده بودم الان ۵۰ تومن پول داشتم!

 

یه روز یه اصفهانی با زن وپسرش به پیکنیک می رن که برای نهارشون سه تا تخم مرغ می برند!!!!!! یدفعه پسرشون را آب می بره که پدره داد می زنه خانوم دو تا تخم مرغ بیشتر درست نکن بچه رو آب برد!!!

 

اصفهانیه می‌ره سربازی وقتی برمی‌گرده بابا و داداششو با كلی ریش می‌بینه می‌زنه زیر گریه می‌گه بگین چی شده من طاقت دارم.

 

یه دکتر اصفهانی زنش میمیره روی سنگ قبرش می نویسه :
آرمگاه زری همسر دکتر ر حیمی مختصص زنان و زایمان، مطب: خیابان جلفا کوچه سوم پلاک 20 ساعات پذیرایی: 16 الی 21

 

اصفهانیه قله اورست رو فتح كرد. بهش میگن انگیزه ات چی بود؟؟ میگه خدا لعنت كنه كسی رو كه گفت اون بالا نذری میدن

 

یه اصفهانیه توی یکی از پادگانهای تهران خدمت می کرده. بچه تهرونی ها برای اینکه اذیتش کنن، توی غذاش توف می کردند و اون هیچ چی نمی گفته. بعد از چند روز تهرانیها تصمیم می گیرند که باهاش دوست بشن و دیگه اذیتش نكنن. بعد از اینكه به خاطر كارشون ازش عذرخواهی می كنند، اصفهانیه میگه من هم از فردا نمی شاشم توی سماور

 

اصفهانیه داشته با خانوادش از جلوی رستوران رد می شده بوی خوب غذا رو احساس می كنن.
به بچه هاش میگه بچا اگه بچای خوبی باشین یه دفه دیگه هم از اینجا رددون می كونم

 

میگن توی اصفهان همه كاندیداها برای اینكه صرفه جویی كنن پوستر تبلیغاتی چاپ نكرده بودن هر روز از یه درختی آویزون می شدن!

 

اصفهانیه موبایل می خره صفرشو می بنده

 

یه روز یه اصفهانیه داشته روی خودش آب یخ می ریخته. یكی می بیندش و ازش می پرسه چرا همچین كاری می كنی؟ میگه می خوام سرما بخورم. یارو میگه چرا؟ میگه آخه یه پنی سیلین تو خونه دارم داره تاریخ مصرفش می گذره!

 

یه روز اصفهانیه تو مسابقات رالی شرکت میکنه وسط راه مسافر سوار میکنه!!!