شتر دیدی ندیدی  (ضرب المثل)


ریشه ضرب المثل " شتر دیدی ندیدی! "

مردی در صحرا دنبال شترش می گشت تا اینکه به پسر باهوشی برخورد کرد و سراغ شتر را از او گرفت
پسر گفت : شتر یک چشمش کور بود؟ مرد گفت: بله
پسر گفت : آیا یک طرف بارش شیرینی و طرف دیگرش ترشی بود؟
مرد گفت : بله بگو ببینم شتر کجاست؟
پسر گفت : من شتری ندیدم!!!
مرد ناراحت شد ، و فکر کرد که شاید پسرک بلایی سر شتر آورده است پسر را نزد قاضی برد و ماجرا را برای او تعریف کرد.

قاضی از پسر پرسید: اگر تو شتر را ندیدی چطور همه مشخصاتش را می دانستی؟
پسر گفت :روی خاک ردپای شتری را دیدم که فقط سبزه های یک طرف را خورده بود ، فهمیدم که شاید یک چشمش کور بوده ، بعد متوجه شدم که در یک طرف راه مگس و در طرف دیگر پشه بیشتر است چون مگس شیرینی دوست دارد و پشه ترشی نتیجه گرفتم که شاید یک لنگه بار شتر شیرینی و یک لنگه دیگر ترشی بوده است.

قاضی گفت : درست است که تو بی گناهی ، ولی زبانت باعث دردسرت شد پس از این به بعد شتر دیدی ندیدی!!

بله دوستان این یک مثل قدیمی است که همه ما شنیده ایم و هنگامی کاربرد دارد که پرحرفی باعث دردسر می شود. آسودگی در کم گفتن است ، و چکار داریم که در کار دیگران دخالت کنیم.