دو قورت و نیمش هم باقیه...  


موارد مورد استفاده ضرب المثل

اگر فردی به قصد خیرخواهی به کسی محبت کند و فرد محبت شونده طمع کند و مانند طلبکار رفتار کند ، می گویند عجب آدم طمع کاری است ، تازه هنوز دو قورت و نیمش هم باقی است. !

ریشه ی تاریخی این ضرب المثل

ریشه ی این ضرب المثل حکایت جالبی است از حضرت سلیمان ...
می گویند حضرت سلیمان زبان همه جانداران را می دانست ، روزی از خدا خواست تا یک روز ، تمام مخلوقات خدا را دعوت کند. از خدا پیغام رسید که مهمانی خوب است ولی هیچ کس نمی تواند از همه مخلوقات خدا یک وعده پذیرایی کند. حضرت سلیمان به همه ی آنها که در فرمانش بودند دستور داد برای جمع آوری غدا بکوشند و قرار گذاشت که فلان روز در ساحل دریا وعده مهمانی است. روزی که مهمانی بود به اندازه یک کوه ، خوراکی جمع شده بود در شروع مهمانی ، یک ماهی بزرگ سرش

را از آب بیرون آورد و گفت : خوراکمن را بدهید. یک گوسفند در دهان ماهی انداختند. ماهی گفت : من سیر نشدم. بعد یک شتر آوردند ولی ماهی سیر نشده بود. حضرت سلیمان گفت : آنقدر غذا به او بدهید تا سیر شود. کم کم هر چه خوراکی در ساحل بود به ماهی دادند ولی ماهی سیر نشده بود. خدمتکاران از ماهی پرسیدند : مگر یک وعده غذای تو چقدر است؟ ماهی گفت : خوراک من در هر وعده سه قورت است و این چیزهایی که من خورده ام فقط به اندازه ی نیم قورت بود و هنوز دو قورت و نیمش باق ی مانده است.
ماجرا را برای حضرت سلیمان تعریف کردند و پرسیدند چه کار کنیم هنوز مهمان ها نیامده اند و غداها تمام شده و این ماهی هنوز سیر نشده. حضرت سلیمان در فکر بود که مورچه ی پیری به او گفت : ران یک ملخ را به دریا بیندازید و به ماهی بگویید دو قورت و نیمش را آبگوشت بخورد.