لطیفه  


از یه معتاد می پرسن چطوری معتاد شدی؟
میگه با بچه ها قرار گذاشتیم روزهای تعطیل تفریحی بکشیم یه دفعه خوردیم به عیدنوروز.


یارو یه نفر تو خیابون می بینه میگه: ببخشید من شما رو تو دبی ندیدم؟ یارو میگه: نه آقا من اصلا دبی نرفتم.
یارو میگه: چه جالب اتفاقا منم تا حالا دبی نرفتم، حتما دو نفر دیگه بودن.


یه نفر از تو خیابون رد میشده ، می بینه یه بچه نشسته کنار خیابون گریه میکنه.
میگه چی شده عزیزم؟
پسر بچه میگه سکه 25 تومانی ام را گم کردم.
مرد میگه این که گریه نداره بیا این 25 تومانی مال تو.
بچه بازهم به گریه کردن ادامه میده
مرده میگه: دیگه چیه؟
بچه میگه : اگه اون سکه رو گم نکرده بودم الان 50 تومان داشتم....


بقیه در ادامه مطلب.


یه نفر قله اورست رو فتح می کنه بهش میگن انگیزت چی بوده؟
میگه : خدا لعنت کنه کسی  رو که گفت اون بالا غذا میدن..


غضنفر از جوب می پره ازش فیلم میگرن، دور آهسته میزارن میفته تو جوب، دور تند میزارن می خوره به دیوار...


از یکی می پرسن دانشگاه می ری؟
میگه بار بخوره همه جا می ریم... دانشگاه ، انقلاب ، میدون آزادی.....


یارو یه آینه رو زمین پیدا می کنه، برش می داره، عکسش می افته توش، میگه : ببخشید نمی دونستم مال شماست...


یه روز غضنفر خودش رو تو آینه می بینه با خودش میگه این چقدر آشناست؟ بعد از یه ساعت فکر کردن ، میگه : آهان این همون که امروز تو آرایشگاه یه ساعت زل زده بود به من..


یارو میگفته عجیبه؟
می گن چی عجیبه؟
میگه 100هزار تماشاچی ، 22 تا بازیکن ، 3 تا داور!
میگن خوب چیش عجیبه؟
میگه گنجشکه همه رو ول کرده خرابکاری کرده رو من....


پسر غضنفر را از مدرسه اخراج می کنن. پدرش میاد پیش مدیر میگه: چرا بچه منو اخراج کردی؟
معلم : آخه ازش پرسیدم تخت جمشید رو کی آتیش زد، جواب نداد.
غضنفر هم با قیافه ای طلب کارانه گفت: ای بابا این که دیگه اخراج نمی خواست. من خودم نجارم، برای جمشیدآقا یه تخت جدید می سازم...


غضنفر میره در خونه دوستش و هر چی در میزنه کسی در رو باز نمی کنه، با خودش میگه فکر کنم در خرابه بهتره زنگ بزنم...


غضنفر زنش رو میبره سونوگرافی،
بهش میگن بچت پسره ، میگه : اسمش چیه؟!!!


احوالپرسی غضنفر: حالا ما تلفن نداریم شما نباید یه زنگ به ما بزنید...


غضنفر توی کوپه قطار به سمت مشهد می رفته، به روبروییش میگه: به سلامتی از مشهد برمی گردین؟!!!!


به غضنفر میگن فرق کچل با هواپیما چیه؟
میگه: بابا کچل که اصلا فرق نداره هواپیما هم نکته انحرافی بود..!!!


گرگه بعد از کلی جست جو آی دی شنگول و منگول رو گیر میاره،
بعد از کلی چت کردن باهاشون قرار می زاره.. وقتی سرقرار میاد میبینه چوپان دروغگو اومده....


غضنفر با پسرش بانک میزنن و فرار میکنن میرن داخل استادیوم شروع میکنن به دویدن..
بعد از دو دور پلیس میرسه، پسره میگه : بابا پلیس ها رسیدن چی کار کنیم؟
غضنفر میگه نگران نباش اونا هنوز دو دور عقبن...!!!!!


غضنفر میره بدنسازی، مربی بهش میگه وقتی بیایی هفته اول بدنت درد میگیره،
غضنفر میگه: پس من میرم هفته دوم میام...