کمدی

گیوه چیست؟ کفشی است که غضنفر به علت تشخیص ندادن پای چپ و راست میپوشد.

----

طرف داشته كار می كرده یه وقت كسی فریاد میزنه غضنفر زنت از طبقه 5 افتاده پایین زود پا می شه میره به خیابان كه میرسه میگه خانه ما كه2 طبقه بیشتر نیست بعدن كمی جلو تر می ره میگه من اصلا زن ندارم بالا تر میره می گه من که غضنفر نیستم!

----

یارو داشته پسرشو در مورد ازدواج نصیحت می كرده، می گه: پسرم خواستی زن بگیری، برو از فامیل زن بگیر.. ببین تو همین دور وبر خودمون، داییت رفته زن داییت رو گرفته... عموت رفته زن عموت رو گرفته... حتی خود من، اومدم مادرت رو گرفتم!

----



بقیه در ادامه مطلب.

 

حیف نون داشته دستای خره شو با اره میبریده، بهش میگن چیکار میکنی بدبختو؟ میگه به شما چه مال خودمه میخوام کانگوروش کنم

----

تو شهر غضنفر اینا برای اولین بار چرخ فلک نصب می کنن. غضنفر به شهرداری زنگ می زنه می گه دستتون درد نکنه، از وقتی پنکه بزرگه رو نصب کردین هوا خیلی خنک شده

----

کچله میره مو میکاره اسمش برای حج در میاد

----

حیف نون با زنش می ره سینما كنترل چی با چراغ قوه به طرفشون میاد . حیف نون به زنش میگه برو كنار داره موتور میاد

----

غضنفر شهردار می شه، صبح زود برای افتتاح پروژه ساختمانی می ره عصر می شه … « شب می شه … ولی خبری ازش نمی شه . نصفه شب خاک آلود و خسته می ره خونه زنش می پرسه: کجا بودی تا این وقت شب ؟ غضنفر می گه: والله موقع کلنگ زدن، مردم ... تشویقم کردن، منم یواش یواش بدنم گرم شد و زیر زمینش رو کندم !

----

زن و مرد جوانی به مناسبت تموم شدن ساخت خونه جدیدشون دوستانشون را دعوت کرده بودند.بعد از اینکه تمام خونه را به دوستانشون نشون دادند یکی ازشون پرسید : خونه خیلی قشنگیه مبارکتون باشه ولی چرا تمام اتاقها را گرد درست کرده‌اید.

مرد جوان جواب داد : راستش را بخواهید قبل از اینکه خونه‌مان را بسازیم مادر زنم بهم گفت: مادر جون تو را به خدا، فکر یک گوشه از خونه را واسه من هم بکنید.

----

به غضنفر می گن شغلت چیه؟می گه:یه اطلاعاتی هیچ وقت شغلشو به کسی نمی گه