اس ام اس و جوک معمایی  

 

 

پیامک سرکاری jok20.blogsky.com 

اس ام اس معمایی

می دونی شباهت قهوه با تو چیه ؟؟؟ رقیقه مثل قلبت، خوش رنگ مثل چشمات، تلخ مثل دوریت.

_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _

 

اس ام اس عاشقانه معمایی

می دونی فرق تو با بنزین چیه؟بنزین چند ماهه که عزیز شده ولی تو یه عمره واسم عزیزی!

_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _

 

اس ام اس باحال معمایی

میدونی فرق تو با کامیون چیه؟ کامیون بار میبره ولی تو دل میبری!

_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _

 


لطیفه

سه شنبه 28 دی 1389 04:17 ب.ظ
طبقه بندی:جوك و لطیفه، 

غضنفر تف میكنه تو جوب آب، دنبالش میدوه، تا لگدش كنه!!
----
جاسم می گوزه! برای اینکه جلو رفققاش ضایع می شه از خدا می خواد اونو ۳۰۰ سال مثل اصحاب کهف بخوابونه. خلاصه بعد از ۳۰۰ سال بلند می شه گرسنش می شه میره نانوایی سکه ای رو به نانوا می ده نانوا می گه: این چیه؟ این که مال عهد جاسم گوزوه
----
یه یارو میره زیر غلطك، غضنفر میره خبر مرگش رو به خانوادش بده. میره در خونشون به پسر یارو میگه: بابات چه جوری بود؟ میگه: دراز و باریك. تركه میگه: حالا دیگه صاف و پهنه
----
میخه میفته تو آب زنگ می زنه در میره!
----
غضنفر آهنگ خالی گوش می کرده میزنه زیر گریه میگن چرا گریه می کنی؟ با بغض میگه آخه خوانندش لاله!
----
در مراسم سالگرد ازدواج، شوهر رو کرد به میهمانان و با افتخار گفت: من به جرأت می توانم بگویم که من و همسرم 24 سال با خوشبختی کامل زندگی کردیم.
یکی از میهمانان گفت مگر این چهارمین سالگرد ازدواج شما نیست!مرد گفت: خوب منظور من اون سالهایی است که هر دو مجرد بودیم.
----
غضنفر می ره اداره پلیس، می گه: اومدم بهتون بگم طوطی ام گم شده.پلیسه با تعجب می گه: ولی فکر نکنم ما بتوانیم طوطی شما را پیدا کنیم.غضنفر می گه: نه اصلاً دنبالش هم نباشین. من فقط اومدم بهتون بگم که اگر تصادفاً اونو پیدا کردین، بدونین که من با عقاید سیاسیش موافق نیستم!!! به هر کسی که فحش بده، نظر شخصی خودشه!


جوک خونه

سه شنبه 28 دی 1389 04:07 ب.ظ
طبقه بندی:جوك و لطیفه، 


جوک خونه

طرف شب عروسیش نمیدونه به زنش چی بگه،میگه خانوادت میدونن تو اینجایی؟؟
------------------------
ساده لوح تو خیابون یه زنه رو ماچ می كرده پلیس میاد میگه چه غلطی داری می كنی میگه: معلم كلاس اولمه
-----------------------
یارومیخواسته بچش رو نصیحت کنه! میگه: چند سالته؟
بچش میگه: 16 سال !
میگه : خاک بر سرت الان هم سن سالات 30 سالشونه!
--------------------------------
از یه نفرمی پرسن نظرت درباره بند گردنیه موبایل چیه ؟ میگه خیلی خوبه . فقط موقع شارژ چند ساعتی آدمو علاف میکن
---------------------------
یارو تو آینه عكس خودشو می بینه بعد می گه : ا...این چه آشناست ! بعد از یه ساعت فكر كردن داد می زنه : فهمیدم ... این همون کره خریه كه امروز تو آرایشگاه یک ساعت زل زده بود به من
--------------------------------
ای كاش علم اونقدر پیشرفت كرده بود كه می تونستم از طریق اس ام اس یه چوب بزرگ بكنم تو سوراخ دماغت
--------------------------
یک مدیر باسابقه مدریت با تسلط به زبانهای انگلیسی و اشنایی کامل به کامپیوتر و برنامه های فتوشاپ برنامه نویسی طراحی وب و.......... جهت کار در
ساندویجی نیازمندیم!!!
---------------------
طرف به زنش میگه برو مهرتو بزار اجرا خونه بخریم!
---------------------
یارو یه پلیس رو میكشه زنگ میزنه 110 میگه:میبینم كه 109 نفر شدین
------------------------
به طرف میگن: اگه یه دختره خوشگل و باحال بهت راه بده چی كار می كنی ...؟می گه ازش
سبقت می گیرم
------------------------
مرد: وقتی دعوامون میشه چرا عصبانی نمی شی؟
زن : خودمو کنترل می کنم
مرد: چه جوری ؟
زن : کاسه توالت رو می شورم .
مرد : چه ربطی با دعوای من و تو داره ؟
زن :آخه با مسواک تو می شورمش
-------------------------
نگاه منطقی یک فیلسوف ساده لوح به زندگی : تا حالا فکر کردی اگه توماس ادیسون نبود..مجبور بودیم تو تاریکی تلویزیون نگاه کنیم


جوک و لطیفه

سه شنبه 28 دی 1389 03:59 ب.ظ
طبقه بندی:جوك و لطیفه، 

کمدی

گیوه چیست؟ کفشی است که غضنفر به علت تشخیص ندادن پای چپ و راست میپوشد.

----

طرف داشته كار می كرده یه وقت كسی فریاد میزنه غضنفر زنت از طبقه 5 افتاده پایین زود پا می شه میره به خیابان كه میرسه میگه خانه ما كه2 طبقه بیشتر نیست بعدن كمی جلو تر می ره میگه من اصلا زن ندارم بالا تر میره می گه من که غضنفر نیستم!

----

یارو داشته پسرشو در مورد ازدواج نصیحت می كرده، می گه: پسرم خواستی زن بگیری، برو از فامیل زن بگیر.. ببین تو همین دور وبر خودمون، داییت رفته زن داییت رو گرفته... عموت رفته زن عموت رو گرفته... حتی خود من، اومدم مادرت رو گرفتم!

----



بقیه در ادامه مطلب.


لطیفه های جالب

سه شنبه 28 دی 1389 03:52 ب.ظ
طبقه بندی:جوك و لطیفه، 

لطیفه های جالب


مرد: وقتى من مُردم، هیچ مرد دیگه ای مثل من پیدا نخواهى کرد.
زن: حالا چرا فکر مى کنى که بعد از تو باز هم دنبال کسى «مثل تو» خواهم گشت؟

----

حیف نون عینک دودی می زنه می ره از خونه بیرون بعد پسرشو می بینه می زنه تو گوشش. می گه تو این وقت شب بیرون چی کارمی کنی؟
پسره می گه بابا شب نیست، عینکتو بردار.
حیف نون عینکشو بر می داره دوباره می زنه زیر گوش پسره. می گه تو از دیشب تا حالا اینجا چه کار می کردی؟

----

حیف نون یه ۱۰۰۰۰تومانی پیدا می کنه که وسطش سوراخ بوده... می گه: ای بابا! اینم از شانس من وسطش گوشه نداره!

----

آقای خوش غیرت فردای عروسی یه بلیط هواپیما می ده دست زنش، می گه برو اروپا ماه عسل!

----

زن از شوهرش می پرسه: عزیزم، تو منو دوست داری؟
مرد می گه: خوب معلومه عزیزم، اگه دوست نداشتم، چطور می تونستم هر شب بیام خونه پیشت، وقت و عمرم رو تلف کنم؟

----

مادر: علی بیا اسفناج بخور آهن دارد.
علی: آخر مادر جان الان آب خوردم می ترسم زنگ بزنم!

----

حیف نون که سرش رو برای خودکشی روی ریل گذاشته بود پس از واژگونی قطار از محل حادثه گریخت!

----

بچه:مامان اون آقاروببین کچله!!!!

مامان: هیس…میفهمه

بچه: اه…مگه تا حالا نفهمیده

----

یارو میره دیوونه خونه میبینه همه تو صف واستادن دارن یکی‌یکی تو یه سوراخه نگاه میکنن بعد دوباره میرن ته صف وامیسن. یارو کنجکاو می‌شه ببینه تو سوراخه چه خبره، خودش هم میره تو صف وامیسه و تو سوراخه رو نگاه میکنه هیچی نمیبینه، یه بار دیگه تو صف وامیسه بازم هیچی نمیبینه،‌از یکی میپرسه: شما چی رو نگاه میکنین؟ من که هر چی نگاه میکنم هیچی نمیبینم. یارو بهش میگه: برو بابا دلت خوشه! ما دو ساله داریم این تو رو نگاه میکنیم هنوز هیچی نمیبینیم، تو میخوای با دو بار نگاه کردن چیزی ببینی؟!

----

عکاس سر کلاس درس آمده بود تا از بچه‌هاى کلاس عکس یادگارى بگیرد.
معلم هم داشت همه بچه‌ها را تشویق می‌کرد که دور هم جمع شوند.
معلم گفت: ببینید چقدر قشنگه که سال‌ها بعد وقتى همه‌تون بزرگ شدید به این عکس نگاه کنید و بگوئید: این احمده، الان دکتره. یا اون مهرداده، الان وکیله.
یکى از بچه‌ها از ته کلاس گفت: این هم آقا معلمه، الان فوت کرده.


لطیفه

سه شنبه 28 دی 1389 12:13 ب.ظ
طبقه بندی:جوك و لطیفه، 

لطیفه  


از یه معتاد می پرسن چطوری معتاد شدی؟
میگه با بچه ها قرار گذاشتیم روزهای تعطیل تفریحی بکشیم یه دفعه خوردیم به عیدنوروز.


یارو یه نفر تو خیابون می بینه میگه: ببخشید من شما رو تو دبی ندیدم؟ یارو میگه: نه آقا من اصلا دبی نرفتم.
یارو میگه: چه جالب اتفاقا منم تا حالا دبی نرفتم، حتما دو نفر دیگه بودن.


یه نفر از تو خیابون رد میشده ، می بینه یه بچه نشسته کنار خیابون گریه میکنه.
میگه چی شده عزیزم؟
پسر بچه میگه سکه 25 تومانی ام را گم کردم.
مرد میگه این که گریه نداره بیا این 25 تومانی مال تو.
بچه بازهم به گریه کردن ادامه میده
مرده میگه: دیگه چیه؟
بچه میگه : اگه اون سکه رو گم نکرده بودم الان 50 تومان داشتم....


بقیه در ادامه مطلب.



اس ام اس و آف های نوروزی

سه شنبه 28 دی 1389 06:31 ق.ظ
طبقه بندی:جوك و لطیفه، اس ام اس، 

******اس ام اس و آف های نوروزی******


باز كن پنجره راكه بهاران آمدكه شكفته گل سرخ به گلستان آمد
سال نو مبارک

**************
فرا رسیدن نوروز باستانی، یادآور شکوه ایران و یگانه یادگار جمشید جم بر همه ایرانیان پاک پندار، راست گفتار و نیک کردار خجسته باد

**************
بهار یک نقطه دارد نقطه آغاز
بهار زندگیتان بی انتها باد
سال نو مبارک

**************
دستان پرنوازش بهار ، طبیعت خفته را از خواب بیدار می سازد، و زمین و درخت رازهای رنگارنگ و عطرآگین خویش را نثار نگاه ما می كنند. در سال جدید خورشیدی، سبزی ، شادی ، كامیابی، بهره وری، اثربخشی فعالیتها و بهروزیتان را از درگاه ایزد منان آرزومندم.



به ادامه مطلب سر بزنید جوک ها و اس ام اس ها زیاده.


جوک ها و اس ام اس های شروع سال جدید


یه ضرب المثل با حال دریایی  میگه: رسیدی خونه بزن تو گوش زنت!!! تو نمیدونی واسه چی زدی...اما اون میدونه چرا خورده


******************
می دونی ادما بین الف تا ی قرار دارند . بعضی ها مثل "ب" برات می میرند،مثل "د" دوستت دارند، مثل "ع" عاشقت می شوند، مثل "م" منتظر می مونند، تا یک روز مثل "ی" یارت بشن

 
******************
سکوت دردناک است اما در سکوت است که همه چیز شکل میگیرد و در زندگی ما لحظه هایی هست که تنها کار ما باید انتظار کشیدن باشد.


******************
تو مراسم ختم یه بنده خدایی  می گن : مرحوم وصیت کرده ، سیاه نپوشین . یکی داد میزنه : مرحوم گه خورده ، ما به احترامش می پوشیم


******************
یارو می ره امتحان گواهی نامه بده چند بار رد میشه بعد تو راه پلیس جلوش رو می گیره می گه گواهی نامه یارو  می گه دادین كه می خواین؟


******************
اگه عشق نباشه مولکول‌های اکسیژن و هیدرژن نمی‌تونن اینقدر محکم همدیگر رو فشار بدن که اشک جفتشون در بیاد!!


******************
اگه با دیدن من غم تو دلت جون میگیره میمیرم كه تا ابد قلب تو آروم بگیره


******************
زندگی مثل یه پل قدیمیه! به این فکر نکن که اگه تنها ازش بگذری دیرتر خراب میشه به این فکر کن که اگه افتادی یکی باشه که دستتو بگیره

 
******************
همیشه پشت سر هر مرد موفق ، زنی است که نتونسته جلوی موفقیت شو بگیره


******************

عشق یعنی شب نخفتن تا سحر عشق یعنی سجده ها با چشم تر عشق یعنی سر به دار اویختن عشق یعنی اشک حسرت ریختن عشق یعنی در جهان رسوا شدن عشق یعنی مست و بی پروا شدن عشق یعنی سوختن یا ساختن عشق یعنی زندگی را باختن



برای دیدن بقیه جوک ها و اس ام اس ها بیا تو ادامه مطلب.


برنامه هفتگی خانم های ایرانی (طنــــــــــز)
شنبه:
مرد:عزیزم امروز ناهار چی داریم؟
زن:ببین امروز قراره من و نازی با هم بریم ''فال قهوه روسی یخ زده'' بگیریم.میگن خیلی جالبه, همه چی رو درست میگه به خواهر شوهر نازی گفته ''شوهرت واست یه انگشتر میخره'' خیلی جالبه نه؟ سر راه یه چیزی از بیرون بگیر بیار!


یکشنبه:
مرد:عزیزم امروز ناهار چی داریم؟
زن:ببین امروز قراره من و نازی بریم ''کلاسهای روش خود اتکایی بر اعتماد به نفس ''ثبت نام کنیم هم خیلی جالبه هم اثرات خیلی خوبی در زندگی زناشویی داره, تا برگردم دیر شده,سر راه یه چیزی بگیر بیار!


دوشنبه:
مرد:عزیزم امروز ناهار چی داریم؟
زن:ببین امروز قراره من و نازی بریم شوی ''ظروف عتیقه''.میگن خیلی جالبه.ممکنه طول بکشه.سر راه از بیرون یه چیزی بگیر و بیار!


سه شنبه:
مرد:عزیزم امروز ناهار چی داریم؟
زن:ببین امروز من و نازی قراره با هم بریم برای لباس مامانم که میخواد برای عروسی خواهر نازی بدوزه دگمه بخریم.تو که میدونی فامیل مامانم اینا چقدر روی دگمه حساسند!ممکنه طول بکشه.سر راه یه چیزی از بیرون بگیر بیار!


چهارشنبه:
مرد:عزیزم امروز ناهار چی داریم؟
زن:ببین امروز قراره من و نازی با هم بریم برای کلاس ''بدنسازی'' و ''آموزش ترومپت'' ثبت نام کنیم.همسایه نازی رفته میگه خیلی جالبه.ترومپت هم که میگن خیلی کلاس داره مگه نه؟ ممکنه طول بکشه چون جلسه اوله.سر راه یه چیزی بگیر بیار!


پنج شنبه:
مرد:عزیزم امروز ناهار چی داریم؟
زن:ببین امروز قراره من و نازی بریم خونه همسایه خاله نازی که تازه از کانادا اومده.میخوایم شرایط اقامت رو ازش بپرسیم.من واقعاً از این زندگی ''خسته '' شدم!چیه همش مثل کلفتها کنج خونه! به هر حال چون ممکنه طول بکشه یه چیزی از بیرون بگیر بیار!



جمعه:
مرد:عزیزم امروز چی ناهار داریم؟
زن:ببینم تو واقعاً ''خجالت'' نمیکشی؟یعنی من یه روز تعطیل هم حق استراحت ندارم؟واقعاً نمیدونم به شما مردای ایرونی چی باید گفت!نه واقعاً این خیلی توقع بزرگیه که انتظار داشته باشم فقط هفته ای یه بارشوهرم من رو برای ناهار بیرون ببره؟!؟

 


جـــــــــــــــــک و اس ام اس جدیددددددددددد

سلام
چه خبر؟؟؟
خوبین؟ خوشین؟ سلامتین؟
خب خدااااااااارررووووو شکر (حال و احوال خاله شادونه ای)!!!

 از نظرات خوبتون هم بی نهایت تشکر

 

این هم جكها و اس ام اس های جدید بخونید و حالشو ببریددددددد

 


  جک

تركه میره پارتی فرداش دوستش میگه دیشب خوش گذشت؟ میگه آره خیلی باحال بود من را هم خیلی تحویل گرفتن اسم یه گل هم روم گذاشته بودن هی می گفتن اسگل باید برقصه اسگل باید برقصه


 از تركه می پرسند چرا پرنده ها زمستان از شمال به جنوب پرواز می کنن ؟ میگه : آخه من امتحان كردم….. پیاده خیلی راهه


 به ترکه میگن: توی عمرت، سخت‌ترین كاری كه كردی چی بوده؟ میگه: پر كردن نمكدون! میگن: چرا؟ جواب میده: آخه سوراخ‌هاش خیلی ریزه


 تركه شش قلو بچه دار میشه ، هر كدوم از بچه‌ها یه رنگ بودند، بعد از كلی تحقیق می‌فهمند به جای قرص جلوگیری از اسمارتیز استفاده می‌كرده


 ازتركه می پرسن كجای تهران می شینی می گه هرجاخسته شدم!!!!


 تركه جلوی پمپ بنزین داشته سیگار میكشیده، بهش میگن: جلوی پمپ بنزین سیگار نكش.
میگه: هه هه! من جلوی بابام هم سیگار میكشم


 تركه میره ماشینشو بیمه كنه، آقاهه بهش میگه ایشااله هیچوقت از بیمه‌تون استفاده نكنید، تركه هم میگه ایشااله تو هم از این پوله خیر نبینی 


 تركه:آقا این همسایه مون ساعت 2 نصفه شب هی با مشت میكوبید به دیوار خونمون! دوستش:عجب آدم های مردم آزاری پیدا میشن.حتماً نذاشتن بخوابی؟ تركه:نه,خوشبختانه خواب نبودم,داشتم شیپور تمرین می كردم


 تركه میره گل فروشی میگه گل بنفشه دارین؟ یارو میگه نه، تركه میپره و تخمای گلفروشه رو میگیره، گلفروشه میگه ولم كن، تركه میگه زنم گفته اگه گل بنفشه نداشت، تخمش رو بگیر


 به رشتیه میگن زنتو دیدم تو ماکسیما با یک مرد غریبه که 190 تا داشتن میرفتن!!  رشتیه میگه: آره ماکسیما 190 تا رو راحت میره!!!


 به رشتیه میگن چرا از سربازی معاف شدی؟

میگه آخه من تك پدر هستم


 لره با ذوق به دوستش میگه : بالاخره بعد از 2 سال این پازل رو حلش کردم! دوستش میگه 2 سال زیاد نیست؟ لره میگه: نه بابا رو جعبش نوشته 7 تا 10 سال


 دو تااصفهانی دراز كشیده بودند یكیشون داشته خمیازه می كشیده اون یكی میگه داداش تا دهنت بازه لطفا این اصغر ما رو هم صدا بزن


 مرغه با خروسه میره در مغازه و میگه دوتا تخم مرغ بدین مغازه دار میگه شما واسه چی خودت تخم نمیزاری مرغه میگه چون ما هنوز تو دوران عقدیم


 دختره میره پیش آخونده میگه حاج آقا من اگه دوست پسرم رو بوس كنم چی میشه؟ یارو میگه میری جهنم! دختره میگه اگه شما رو ببوسم چی؟ آحونده میگه : ای شیطون میخوای بری بهشت؟

 




  اس ام اس سرکاری

 

  شرکت گاز ازمشترکین تلفن همراه درخواست کرد ازفرستادن SMSهای خنک جدأ خودداری کنند، تا در مصرف گاز صرفه جویی شود!


 سلام، این چه اخلاق بدیه که تو داری؟ چرا هر چی از آدم برمیداری دیگه نمیدی.نمی‌ گی من دلمو لازم دارم؟


 هنوز زنده هستی؟ اگه زنده ای یه اس ام اس بده

" طرح سر شماری گوسفندای مونده از عید قربان "


 جشنواره فیلمهای ایرانسل: من ترانه دیگه شارژ ندارم، در جستجوی آنتن، چند میگیری اس.ام.اس ندی؟؛ شبا آنتن نمیده آیدا


 نمکیه به دختره شماره میده. دختره میگه از کی تا حالا؟
نمکیه میگه از وقتی ایرانسل اومده


 وزیر اموزش و پرورش اعلام کرد : معلمینی که چون

شمع می سوزند تا پایان سال ۸8 گازسوز خواهند شد


زن و مردی در اثر گاز گرفتگی جان باختند .

هموطنان عزیز تا بوس هست گاز چرا ؟؟؟؟؟؟؟؟؟


 به مجنون زد شبی لیلی اس ام اس (پیامک) که آخر تا به کی تاخیر و فس فس؟ اگر عقدم نخوانی سال جاری روم تهران، شوم دختر فراری


 &_ &&&&& اگه گفتی اینا چیه؟ زحمت نکش اینا خانواده اردکهاست. اون هم تویی که تنها موندی... (جوجه اردک زشت


 کتب دبستان از سال آینده محلی می شود: تهران: بابا با 206 آمد. قم: بابا با تسبیح آمد . تبریز: بابا با بربری آمد . رشت: آن مرد رفت ، بابا آمد


 یارو كارت عابر بانک خودشو میندازه تو ضریح امام رضا میگه یا امام رضا حاجتمو بده تا من رمزشو بگم




  اس ام اس عاشقانه

 

توی یه روز سرد وقتی دنبال جایی برای پنهان شدن می گشتم جایی گرم تر از قلب تو پیدا نكردم ! فرموش نكن كه بیرون خیلی سرده ..


 سلام خوبی؟ موبایلم حالش بده ... شارژ نداره ...
صفحه نورش کم شده، حالش خیلی بده ... سرفه می کنه
... کمکش کن، آخه اینباکسش هواتو کرده ...


 می دونی طبق آخرین آمار كم جمعیت ترین جای دنیا کجاست؟ نمیدونی؟ قلب منه كه فقط تو توی اون ساكنی


 برو به جهننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننم اخه فقط تویی که میتونی جهنمو بهشت کنی.


 دوست داشتن کسانی که دوستمان می‌دارند کار بزرگی نیست، مهم آن است آنهایی را که ما را دوست ندارند، دوست بداریم


 می دونی چرا خدا از هر چیزی 2 تا به ما آدما داده به جز بینی و دهان و قلب؟تا بگردی و واسه خودت یه هم نفس و یه هم زبون و یه هم دل پیدا کنی.


 هركسی تو را دوست داره 4 تا مریضی میگیره :

1- فراموشی

2 ...

3 ...

4 ...

3 تای دیگه را فرموش كردم


 لذّتی كه در فراق هست در وصال نیست. چون در فراق شوق وصال هست و در وصال بیم فراق


 بی دوست شبی نیست که دیوانه نباشم مستم اگر ساکن می خانه نباشم


 روی هر پله ای که ایستاده باشی ، خدا یک پله بالاتر ، نه برای اینکه یادت بندازه که اون خداست و تو بنده ای ، برای اینکه دست تو بگیره و تورو بالاتر ببره


 فرق آسمون خدا با آسمون دلم چیه؟
آسمون خدا یه ماه داره با بی نهایت ستاره
ولی
آسمون دلم یه ستاره داره که بی نهایت ماهه


 دستت رو بذار رو یه طرف صورتت ……. گذاشتی !؟

خوب به این پدیده میگن ماه گرفتگی


 از برنامه نود مزاحم میشم شما به عنوان گل سال انتخاب شدید


 عزیزم با اجازه روغن ماشینتو عوض کردم به جاش خون جیگرمو ریختم, تا هروقت استارت میزنی به عشقت بسوزم


 دفتر چشمانت را ورق بزن شاید در گوشه ای از آن نام مرا هم به یادگار نوشته باشی


 یکی دلش به صد دل بنده یکی صد دل به یک دل میبنده یکی یه دل به یه دل میبنده و تا آخرش پایبنده یکی دل به هیچکی نمیبنده یکی نمیدونه دلش به کی بنده یکی هربار به یکی دل میبنده یکی دل میبنده تا بخنده یکی مثل من دلش آکبنده مونده به کی دل ببنده

 

 

 نظر یادتون نره

 


شـعـــــــــر عیــــــــــــد!!! (طنـــــــــــــز)

خونه‌مون عیدا پر مهمونه
میرن مهمونا از اونا فقط
آشغالِ میوه به جا می مونه!

 

کجاست اون کیوی؟ چی شد نارنگی؟
کجا رفت اون موز ؟! خدا می دونه !

 

جعبه خالی ِ شیرینی هنوز
گوشه ی طاقچه پیش گلدونه
عطرش پیچیده تا آشپزخونه
شیرینیش کجاست؟ خدا می‌دونه

 

میرن مهمونا از اونا فقط
جعبه ی خالی به جا می مونه!

 

از بس خونه رو به هم می ریزن
آدم مثل اسب(!) تو گِل می مونه
یکی نیست بگه خداوکیلی
جای پوست پسته توی قندونه؟!

 

قند نصفه‌ی عموجون هنوز
خیس و لهیده ته فنجونه
حالا خداییش قندش مهم نیست
کنار اون قند نصف دندونه!

 

میرن مهمونا از اونا فقط
نصفه‌ی دندون به جا می مونه!!

 

پسته‌ی خندون، بادوم شیرین
فندق در باز، مال مهمونه


«پرسید زیر لب یکی با حسرت»:
که از این آجیل، به غیر از تخمه،
واسه ما بعدها چی چی می‌مونه؟

 .

 .

 .

 


سال 1400 به روایت تصویر !!!

دوشنبه 27 دی 1389 11:13 ق.ظ
طبقه بندی:عکس های جالب، جوك و لطیفه، 

سال 1400 به روایت تصویر !!!

 




بقیش تو ادامه مطلبه حتما نگاه کنین خیلی باحاله






نظر فراموش نشه


جوک قدیمی

دوشنبه 27 دی 1389 11:02 ق.ظ
طبقه بندی:جوك و لطیفه، 

جوک قدیمی



قدیمی

غضنفر سربازیش تموم میشه، وقتی كارت پایان خدمتشو بهش میدن، نگاه میكنه میگه: ‌ای بابا، من كه ازینا چهارتا دارم.

----

کرم ابریشم قرص اکس مصزف می کنه بافتنی می بافه!!

----

فالگیر: فردا شوهرتون میمیره!
زن: اینو كه خودم میدونم. بهم بگو گیر پلیس میفتم یا نه!!!

----

 چرا مغز مردها گرونتر از مغز زنهاست؟
-آخه زنها از مغزشون تا به حال استفاده نكرده اند!!

----

بیماری نرد دكتر در مطب رفت و دكتر از او خواست وضع و حال خود را بیان كند. بیمار گفت: آقای دكتر حالم خیلی بد است .مدام احساس می كنم ضرباتی مانندچكش به مغزم كوبیده می شود . معده ام آنقدر سوزش دارد كه مثل آن است كه میخ طویله به جدارش می كوبند. زانوهایم آنقدر درد می كند كه گویی با اره آهن بری دارند مفاصل آن را قطع می كنند. در این موقع دكتر لحظه ای به فكر فرو رفت و گفت : این طور كه شما می گویید این مرض نیست بلكه در وجود شما یك دكان آهنگری افتتاح شده است!

----

كامپیوترها به چهار دلیل دخترن:
اول اینكه فقط خالقشون از منطق درونشون سر در میاره!
دوم اینكه فقط خودشون زبون خودشون رو می‌فهمن!
سوم اینكه اگه یكی پابندشون بشه باید هرچی پول داره براشون لوازم جانبی بخره!
چهارم اینكه یكمی صبر می‌كردی یكی بهترش گیرت میومد!!

----

یه تریاکی تو پیغامگیر تلفونش ضبط کرده بود هشتم ولی خشتم!

----

غضنفر قرص خواب نصفه می خوره یه چشمشو می بنده.!

----

مرغه باخروس میرن بقالى. مرغه میگه تخم مرغ دارى؟ بقال میگه چرا خودت تخم نمیزارى. مرغه میگه آخه ما هنوز نامزدیم جیگر.

----

یه نفر داشته توی دریا غرق میشده، بلند بلند داد میزده: كمك، من شنا بلد نیستم! غضنفر داشته رد میشده میگه: حالا منم تنیس بلد نیستم، باید داد بزنم؟

----

خواننده تو عروسی میگه: خانوما، آقایون، دستا بالا، می‌خواهیم بریم بندر! غضنفر داد میزنه: كجا؟ ما تا شام نخوریم هیچ‌جا نمیریم!

----

یه روز سه تا دیوونه رو می اندازن تو یه اتاق دو تاشون مى رقصن، یکیشون هم میگه: سبز - آبى - قرمز ازش می پرسن چرا این جورى می گى؟ میگه من رقص نورم!


جوک جالب

دوشنبه 27 دی 1389 10:58 ق.ظ
طبقه بندی:جوك و لطیفه، 

به غضنفر میگن: دوست داری بابات بمیره ارثش به تو برسه؟

میگه: نه، دوست دارم بکشنش تا دیه هم بگیرم!

----

غضنفر یتیم خونه میزنه

روز اول جلسه اولیا و مربیان میذاره !

----

عزرائیل میاد سراغ غضنفر

غضنفر خودشو می زنه به مردن !

----

غضنفر داشت نوارخالی گوش میداد و بلند بلند گریه میکرده !

بهش میگن چرا گریه میکنی؟

میگه: دلم واسه خواننده‌اش میسوزه، طفلکی لال بوده !

----

تست  ازدواج غضنفر از زنش:

از ازدواج با من مثل سگ پشیمونی با مثل خر کیف می کنی !؟

----

به غضنفر میگن دو دو تا ؟ میگه چهارتا . همه كف میكنن میگن ایول چه جوری حساب كردی ؟ میگه با هم جمع كردم
----

به غضنفر میگن میزان تحصیلات ؟ میگه PHD میگین یهنی چی ؟ میگه:
Passed Highschool with Difficulties
----

به غضنفر میگن تو شهرتون آثار باستانی دارین؟ میگه نه ولی دارن میسازن
----
غضنفر میره بالا درخت چنار . میپرسن چیكار میكنی؟ میگه دارم توت میخورم! میگن الاغ اون درخت چناره. میگه الاغ خودتی، توت تو جیبمه!
----
طرف شب غضنفر رو بیدار می كنه میگه: به آسمون نگاه كن چی میبینی؟غضنفر: یه عالمه ستاره! طرف به غضنفر می گه : از اینهمه ستاره چی می فهمی؟ غضنفر: از چه نظر؟ ستاره شناسی؟ الهیات؟ فلسفه؟ از كدوم زاویه بگم؟ تو چی میفهمی؟ طرف: احمق! چادرمونو دزدیدن
----
معلم: بگو ببینم، اصفهان چند پل بزرگ تاریخی دارد؟ دانش آموز: ۳۵ تا. معلم: عجب! بشمر ببینم. دانش آموز: پل خواجو، پل فلزی و سی وسه پل
----
غضنفر چراغ جادو پیدا میکنه، دست میکشه روش غولش در میاد میگه: ‌دو تا آرزو بکن. غضنفر میگه: یه نوشابه خنک میخوام که هیچ وقت تموم نشه. غوله بهش میده، غضنفر یکم میخوره میگه: ‌به به! چقدر خنکه! یکی دیگه هم بده!
----
غضنفر یه تیكه یخ گرفته بوده بالا، ‌داشته خیلی متفكرانه بهش نگاه می‌كرده. رفیقش ازش میپرسه: چیرو نگاه میكنی؟ طرف میگه: ازش آب میچیكه ولی معلوم نیست كجاش سوراخه!
----
غضنفر ساعتشو می بنده به سپر ماشینش .میپرسند چکار می کنی .میگه میخوام وقتم سپری بشه
----
غضنفر می خوابه توی جوب در خونشمن میپرسن چکار میکنی میگه میخوام در جریان قرار بگیرم


جوک معتادا

دوشنبه 27 دی 1389 07:06 ق.ظ
طبقه بندی:جوك و لطیفه، 

جوک معتادا



یه معتاد 2 تا سیگار تو دهنش گرفته بود داشت میكشید ازش میپرسن چرا 2 تا سیگار میكشی میگه یكی واسه خودم یكی هم از طرف دوستم كه زندونه بعد از یه مدتی میبینن همون معتاد یه دونه سیگار میكشه بهش میگن حتمادوستت از زندان ازاد شده میگه نه خودم ترك كردم

 

یه معتاده هی داد میزد تاكشی تاكشی، بالاخره یك تاكسی ده متر جلوتر وای میسه، معتاده میگه: لا مششب، اونجا كه مقشدم بود!

 

به معتادی گفتند با ۴۵ و ۴۶ و ۴۷ و ۴۸ جمله بساز. گفت : چلا پنجه می کشی؟ چلا شیشه می شکنی؟ چلا هف نمی زنی ؟ چلا هشتی ناراحت؟

 

معتاده به دختره متلك میگه: چشاش بیشت لباش بیشت تیپش ییشت  . دختره برگشت و گفت : گم شو اشغال  . معتاد گفت: انژباط شفر

 

به معتاده می گن فرق تو با یه ورزشکار چیه؟
میگه هیچی  اونا تکنیکی کار می کنن ما پیکنیکی

معتادی كه در حال كشیدن سیگار بود، می‌گوید: یه ژمین لرژه هم نمیاد كه خاكشتر شیگارم بیفته!


جوک آبادانی

دوشنبه 27 دی 1389 07:04 ق.ظ
طبقه بندی:جوك و لطیفه، 

جوک آبادانی


یه رشتیه و آبادانیه رو داشتن اعدام میگردن رشتیه مثل بید میلرزید . آبادانیه با خونسردیه تمام نگاهی کرد به رشتیه و گفت: کا مگه بار اولته!!

 

آبادانیه می خواسته بره خواستگاری، دیرش شده بوده حواسش پرت می شه شلوارش رو پشت و رو می پوشه و با عجله می دوه تو خیابون، یهو یك ماشین میاد می زنه درازش میكنه وسط خیابون. رانندهه میاد بالا سرش، می گه: طوریت كه نشده؟ آبادانیه یك نگاه به سر تا پاش می كنه، چشمش می افته به شلوارش، می گه: چی چیو طوری نشده، ولك زدی حسابی پی چوندی

 

یه آبادانی میره مغازه میگه: بلوز داری مغازه دارمیگه نه ,میگه شلوار داری میگه نه, آبادانی باتعجب میگه پس چرا روشیشه نوشته كا لباس داریم

 

آبادانیه میاد تهران سوار اتوبوس میشه، بلیط اتوبوسرانی آبادان رو میده دست راننده. یارو میگه: داداش این بلیط مال اینجا نیست. آبادانیه میگه: ولک روشو خوب توجه نکردی، نوشته آبادان و حومه

یک دفعه به یه آبادانی می گن با مخابرات جمله بساز آبادانی گفت مخا برات برقصم

 

آبادانیه میگه : دیشب آبادان زلزله 11 ریشتری اومد. رفیقش میگه: پس آبادان با خاك یكی شد دیگه ؟ آبادانیه میگه : بع ، ولك ، مگه بچه ها گذاشتن!

 

خبرنگار از یه آبادانی میپرسه ، جمعیت آبادان چقدر هست؟ آبادانی در جواب میپرسه با حومه یا بدون حومه؟ خبرنگار میگه با حومه آبادانی میگه با حومه میشه هفتاد میلیون

 

یك روز دو تا آبادانی واسه هم خالی می بستند . اولی میگه : ما یه كوه كنار خونه مون داریم كه هر وقت می گیم حمید . دو سه بار میگه حمید…. حمید…. حمید….دومی میگه : این كه چیزی نیست . ما یه كوه داریم كنار خونه مون كه هر وقت می گیم حمید . میگه : كدوم حمید؟

 

یك تهرانی داشت برای یك آبادانی لاف میزد و میگفت : من یك سگ دارم وقتی میخواد بیاد تو خونه در میزنه!آبادانیه گفت : ولك , مگه كلید نداره ؟

 

آبادانیه میره تو یه کتابفروشی .... میگه : وولک پوستر مو رو داری ؟ ……….. کتابفروش میگه : نه …….. آبادانیه می گه : وی ی ی تو هم تموم کردی ؟!!!

 

دو تا آبادانی به هم می رسن. اولی می گه: جات خالی دیروز رفتم شکار هفت تا خرگوش چهار تا آهو سه تا شیر شکار کردم.
دومی میگه: همش همین؟
اولی می گه: بابا، آخه با یک تیر مگه بیشتر از اینم می شه؟
دومی میگه : تازه تفنگم داشتی؟

 

روزی عقابی خسته داشت پرواز میكرد كه ناگهان گنجشك آبادانی میره طرفش میگه كاكا وسعت پر و حال میكنی عقابه میگه بروحوصلت و ندارم گنجشكه بازم پیله میكنه میگه كاكا وسعت باله رو حال میكنی عقابه بازم میگه بروحوصلت و ندارم وگرنه میام یه كاری میكنم پرات بریزه گنجشكه میگه مردی بیا عقابه میره طرف گنجشكه میزنه پراشو میروزنه گنجشكه در حال افتادان میگه میگه كاكاهیكل و حال میكنی

 


جوک معمایی

دوشنبه 27 دی 1389 06:30 ق.ظ
طبقه بندی:جوك و لطیفه، 

جوک معمایی



فرق وام گرفتن با نارنجک اینه :
نارنجک یه ضامن داره ولی برای وام گرفتن باید صدتا ضامن داشته باشی!

 

نقطه اشتراک تمام فاغ التحصیلان:
همشون یه شغل مهم وخطرناک دارند
همشون بیکارند!

 

اون چیه که درازه ، زرده ، موزه

 

یه روز چند تا جوجه میرن حموم
بعد یه دفعه صدایه جیق و دادشون بلند میشه
اگه گفتی چرا؟؟؟ . . . .
.
چون یكیشون خروس بوده..

 

تسهای کنکور تربیت بدنی:

مربی و بازیکن اسبق پرسپولیس؟
1-علی پروین
2-علی شهین
3-علی مهین
4-علی دمبه
************************
کشتی گیر گردن کلفت ایران؟
1-عباس جدیدی
2-عباس قدیمی
3-عباس نیو
4-عباس آب تودیت
***********************
باشگاه انگلیسی؟
1- میدلزبرو
2- میدلز بیا
3- میدلز بودی حالا
4- میدلز پا شو برو گمشو
***************************
مهاجم سابق منچستر؟
1- اندی کول
2- اندی سر شانه
3- اندی پشت بازو
4- اندی مرسی هیکل

 

میدونی آمار ازدواج در چه حیوانی بیشتر است؟
در حلزون
چون هم خونه داره هم ماشین

 

اگه یه فیل لباس خواب آبی بپوشه بهش چی می گن؟
میگن:هه هه هه!این فیله لباس خوابه آبی پوشیده !
حالا اگه صورتی بپوشه چی بهش می گن ؟
میگن:چقدر لباس خوابه صورتی بهت میاد.
حالا اگه لباس خوابه سفید بپوشه بهش چی می گن؟
میگن اینم خوبه ولی صورتی بهت بیشتر میومد..!
اما اگه لباس خوابه سبز بپوشه چی می گن بهش؟
می گن: اه ه ه ه. برو بخواب دیگه. چقدر لباس خواب عوض می کنی

 

می دونی فرق تو با فرقون چیه؟
فرقون گِل می بره
ولی تو دل می بری

 

کی می دونه چطوری میشه 5 تا فیل رو توی یه فولکس جا داد؟
.
.
.
خوب معلومه…. 2 تا جلو.. 3 تا عقب..

 

چطوری می شه یه فیل رو با سه حرکت گذاشت توی یخچال؟
.
.
.
خوب…
1- در یخچال رو باز می کنیم.
2- فیل را در یخچال می ذاریم.
3- در یخچال رو می بندیم

 

هزینه مکالمات بین شهری تو همه جای کشور 499 ریال شده !! از کی تا حالا؟؟
الف)از وقتی ایران سل اومده.
ب)از وقتی ایران وبا اومده .
ج)از وقتی ایران طاعون اومده.
د) اصلا به تو چه تو شمارتو بگیر

 

می دونین نازکترین کتاب دنیا چیه؟ تازه هم منتشر شده
.
.
.
چیز هایی که آقایون در مورد خانم ها میدانند…!!!!

 

مار و زرافه با هم ازدواج می کنن بچه شون می شه قورباغه !!! اگه گفتی چرا ؟
.
.
چون بچه دار نمی شدن بچه شونو از پرورشگاه میارن!

 

حاصل ازدواجهای زیر رو میدونین چی میشه؟

اگه یه مرغ با یه دلفین ازدواج كنه          =====>        بچشون مرفین میشه
اگه یه جغد با یه فوك ازدواج كنه           =====>        بچشون جوك میشه
اگه یه قو بایه قناری ازدواج كنه             =====>        بچشون قوری میشه
اگه یه پروانه با یه شبتاب عروسی كنه   =====>        بچشون پرتاب میشه

 

فرق باتری با مادر زن در چیست ؟

باتری حداقل یک قطب مثبت دارد
اما مادر زن هیچ چیز مثبتی ندارد

 

فرق آدما با سگا می دونی چیه؟

اینه که آدما این قابلیت را دارن که مثل سگ دروغ بگن ولی سگا از این کارا بلد نیستن

 

فرق یخمک با آتروپات در چیست؟

خوب…… یخمک خوشمزه تره

 

تفاوت حادثه با فاجعه میدونی چیه؟

حادثه: بخوای مادرشوهرتو با هفت تیر بکشی !

فاجعه: جلیقه ضد گلوله پوشیده باشه.

 

اگه یه اسب با یه سمور عروسی كنه، بچه‌شون چی میشه؟
..
.
من چه میدونم! مگه من گفتم عروسی كنن؟ مگه من گفتم بچه‌دار بشن؟ من نازی رو طلاق نمیدم!

 

می دونین بزرگترین معضل فکری کودکان ایران چیه؟
.
چرا کایکو دستمال قدرتشو تو جیبش نمی ذاشت؟




جوک های جمله سازی2

دوشنبه 27 دی 1389 06:28 ق.ظ
طبقه بندی:جوك و لطیفه، 

جوک های جمله سازی2


به طرف میگن با (فرشاد) جمله بساز میگه : روح غضنفرشاد!

 

به یکی میگن با بالش جمله بساز…

میگه: من رفتم شكار كلاغ با تیر زدم تو بالش.

میگن: این بالش كه نه با اون بالش!

میگه: من رفتم شكار كلاغ با تیر زدم تو اون بالش.

میگن: ولش كن اصلا با تشك جمله بساز!

میگه: من رفتم شكار كلاغ تو شك بودم بزنم تو این بالش یا تو اون بالش!!!

 

به یکی می گن با شرمندگی جمله بساز. . .

میگه : 0936

 

به یکی میگن با KeyBoard جمله بساز, میگه بچه ها, بازی ایران و امریکا رو کی برد؟

 

به یارو می گن با سویس جمله بساز میگه : من دیگه با هیچی جمله نمی سازم شما دارید از ساده بودن من سویستفاده میکنید

 

به یکی میگن:با چیپس جمله بساز.میگه:چی پسر خوبی چی پسر خوبی!!!

 

به یکی میگن:تلاش جمله بساز.میگه:مادرم رفت طلاشو فروخت!!!

 

به یکی میگن:با بنزین جمله بساز.میگه:خوش به حال شما که سوار بنزین!!!

 

به یکی میگن:باختاپوس جمله بساز.میگه:اوخ تا پوستم نسوخته برم زیر سایه!!!

 

به یکی می گن با گوهر جمله بساز ، می گه : تو گه هر وقت منو می بینی می گی جمله بساز !!


فقط برای خنده

دوشنبه 27 دی 1389 06:26 ق.ظ
طبقه بندی:جوك و لطیفه، 

اگر تبلیغات ماهواره را ملاک قرار بدهیم، مردم ایران کچل‌های چاقی هستند که ناتوانی جنسی دارند و می‌خواهند یک هفته‌ای ویزای کانادا بگیرند!

----

به یارو میگن دگرگونی یعنی چه ؟ میگه : یعنی این گونی نه یک گونی دیگه!!

----

طرف با بچه هاش گرگم به هوا بازی می کرده جو میگیردش یکیشون رو می خوره

----

غضنفر قورباغیه شنا میکنه, لک لک میخورتش !

----

حیف نون میره بهشت زهرا, گل فروشی بسته بود... بجاش کامپوت میخره

----

حیف نون رفته بود امریكا. وقتی برگشت، ازش پرسیدن اونجا مشكل زبان نداشتی؟ گفت من نه، ولی امریكایها همشون مشكل زبان داشتن

----

حیف نون میره خواستگاری،پدر مادر دختره میگن دختر ما میخواد درس بخونه،میگه خوب من میرم دو ساعت دیگه میام!

----

غضنفر از خواب میپره پاش می‌شکنه

----

غضنفر داشته یكی رو بدجور میزده و هی داد میزده كمک كمک! بهش میگن بابا تو كه داری اینو می زنی، دیگه چرا كمک میخوای؟ میگه آخه این گفته اگه بلند شم لهت می كنم ...

----

یک بار یکی پاش خواب میره پتو می کشه روش




جوک جدید

دوشنبه 27 دی 1389 06:24 ق.ظ
طبقه بندی:جوك و لطیفه، 

غضنفر تو مسابقه بیست سوالی شركت میكنه، قبلش بهش میگن جواب بیسكویته. ولی تو همون اول نگو! اولش یه چند تا سوال كن كه ضایع نشه. غضنفر میگه باشه و میره تو مسابقه، میپرسه: آقا، یك كویته؟!  یارو میگه: نه. میگه: دوكویته؟ همینجوری میگه تا میرسه به نوزده كویت! یارو میگه: من یه راهنمایی بهتون میكنم، با چایی هم میخورنش. غضنفر میگه: آاااهان پس بگو، ‌قنده؟

----

هلیكوپتر نشست وسط دیوونه خونه یكیشون گفت: قیل و قال نكنید تا زنده بگیریمش!

----

یک روز ملا نصر الدین برای تعمیر بام خانه خود مجبور شد، مصالح ساختمانی را بر پشت الاغ بگذارد و به بالای پشت بام ببرد. الاغ هم به سختی از پله ها بالا رفت. ملا مصالح ساختمانی را از دوش الاغ برداشت و سپس الاغ را بطرف پایین هدایت کرد.
ملا نمی دانست که خر از پله بالا می رود، ولی به هیچ وجه از پله پایین نمی آید. هر کاری کرد الاغ از پله پایین نیآمد. ملا الاغ را رها کرد و به خانه آمد که استراحت کند. در همین موقع دید الاغ دارد روی پشت بام بالا و پایین می پرد. وقتی که دوباره به پشت بام رفت، می خواست الاغ را آرام کند که دید الاغ به هیچ وجه آرام نمی شود. برگشت.
بعد از مدتی متوجه شد که سقف اتاق خراب شده و پاهای الاغ از سقف چوبی آویزان شده، و سرانجام الاغ از سقف به زمین افتاد و مرد!
ملا نصر الدین با خود گفت لعنت بر من که نمی دانستم اگر خر به جایگاه رفیع و بالایی برسد هم آنجا را خراب می کند و هم خودش را از بین می برد.

----

میدونین کره ایها اسم بچشون رو چجوری انتخاب میکنن؟ از بلندی یه ظرف میندازن پایین صدای همونو میذارن اسم بچشون مثل: دنگ دینگ دونگ یا دونگ دینگ دانگ

----

غضنفر میره دزدی، صاحب‌خونه پا میشه میگه کیه اون جا؟ غضنفر میگه: هیشکی، گربه‌ست، بعععععع بععععع

----

یه خودكار قرمز برادرش میمیره،تا چهل روز مشكی می نویسه!

----

یه نفر در کندوی عسل رو بر می داره، می بینه یه زنبوره می گه اِهم!

----

گرگه میشینه پای نِت آیدی شنگول و منگول رو پیدا میکنه . بعد اینقده باشون میچته تا راضیشون می کنه بیان سر قرار . سر قرار میبینه چوپان دروغگو به جای شنگول منگول میاد !

----

یک گنجیشک آبادانی داشته واسه خودش پرواز میکرده، یهو از دور یک عقاب میبینه. میره جلو، بالهاشو باز میکنه، میگه: هو ولک! بالها رو حال می‌کنی؟! عقابه میگه: برو عموجون، حال و حوصله ندارم. گنجیشکه میگه: نه جون ولک، نیگاه کن هیبت بال رو، رنگ پر رو، حال میکنی؟! عقابه میگه: برو بچه به بازیت برس ، من بهت اشاره کنم همه پرهات میریزه. گنجیشکه از رو نمیره، میگه: ههه! ولک پرهای من بریزه؟! نظاره کن قطر بال رو... صفا کن! عقابه شاکی میشه، یک تلنگر میزنه به گنجیشکه، همه پرهاش میریزه تعادلشو از دست میده سقوط میکنه.

همونجور که داشته لخت میافتاده پایین، داد میزنه: هوو ولک!... حال میکنی هیکل رو

----

قطعه ای ادبی از غضنفر:

شب بود و خورشید به روشنی میدرخشید

پیرمردی جوان یکه و تنها همراه خانواده اش

در سکوت گوش خراش شب قدم زنان ایستاده بود!


کامپـیوتـر زن است یا مـرد؟

یکشنبه 26 دی 1389 07:05 ب.ظ
طبقه بندی:جوك و لطیفه، مطلب جالب، 

کامپـیوتـر زن است یا مـرد؟

استاد زبان فرانسه در مورد مذکر یا مونث بودن اسمها توضیح میداد که پرسید :


کامپیوتر مذکر است یا مونث؟
 
همه دانشجویان دختر جنس رایانه را به دلایل زیر مرد اعلام کردند:
 
- وقتی به آن عادت می کنیم گمان می کنیم بدون آن قادر به انجام کاری نیستم.

- با آن که داده های زیادی دارند اما نادانند.

- قرار است مشکلات را حل کنند اما در بیشتر اوقات معضل اصلی خودشانند.

- همین که پایبند یکی از آنها شدید متوجه میشوید که اگر صبر کرده بودید مورد بهتری از آن نصیبتان می شد.
 
و همه دانشجویان پسر به دلایل زیر جنس رایانه را زن اعلام کردند:
 
- به غیر از خالق آنها کسی از منطق درونی آنها سر در نمی آورد.

- کسی از زبان ارتباطی آنها سر در نمی آورد.

- کوچکترین اشتباهات را در حافظه دراز مدت خود ذخیره می کنند تا بعد ها تلافی کنند.

- همین که پایبند یکی از آنها شدید باید تمام پول خود را صرف خرید لوازم جانبی آنها بکنید .




عجب صبری خدا دارد

یکشنبه 26 دی 1389 04:01 ب.ظ
طبقه بندی:حکایت های طنز، جوك و لطیفه، 


عجب صبری خدا دارد

عجب صبری خدا دارد!
اگر من جای او بودم؛
که در همسایه ی صدها گرسنه،

چند بزمی گرم عیش و نوش می دیدم،
نخستین نعره ی مستانه را خاموش آندم،
بر لبِ پیمانه می کردم
.

عجب صبری خدا دارد
!
اگر من جای او بودم؛
که می دیدم یکی عریان و لرزان؛

دیگری پوشیده از صد جامه ی رنگین؛
زمین و آسمان را،
واژگون، مستانه می کردم
.

عجب صبری خدا دارد
!
اگر من جای او بودم؛
برای خاطر تنها یکی مجنونِ صحراگردِ بی سامان،
هزاران لیلی ناز آفرین را کو به کو،
آواره و دیوانه می کردم
.

عجب صبری خدا دارد
!
اگر من جای او بودم؛
به گردِ شمع سوزانِ دلِ عشاقِ سرگردان،
سراپایِ وجودِ بی وفا معشوق را،
پروانه می کردم
.

عجب صبری خدا دارد
!
چرا من جایِ او باشم؛
همین بهتر که او خود جایِ خود بنشسته و تابِ تماشایِ تمامِ زشتکاری هایِ این مخلوق را دارد
!
وگرنه من به جایِ او چو بودم،
یک نفس کی عادلانه سازشی،
با جاهل فرزانه می کردم؛
عجب صبری خدا دارد! عجب صبری خدا دارد!



جوک و لطیفه

یکشنبه 26 دی 1389 03:57 ب.ظ
طبقه بندی:جوك و لطیفه، 

به غضنفر می گن:برو لباس مشکی بپوش میخوایم بریم عزاداری پدرت.میگه:حس می کنم یه اتفاقی افتاده شما به من نمی گید..

----

یکی می زنه زیر گوش دوستش اون عصبانی میشه یقه ی دوستش را می گیره میگه مرد حسابی جون ننه ات بگو جدی زدی یا شوخی بود.

دوستش با عصبانیت میگه :خیلی هم جدی بود. اولی میگه خدا را شکر آخه من با کسی شوخی ندارم.

----

غضنفر تو ترافیک گیر میکنه

میگه : ها ماشالا !

به این میگن عروسی !

----

شعر بعد از طلاق: یارب آن نوگل خندان که سپردی به منش انقدر لوس و ننر شد که سپردم به ننش!

----

مردی با اسلحه وارد یك بانك شد و تقاضای پول كرد وقتی پولهارا دریافت كرد رو به یكی از مشتریان بانك كرد و پرسید: آیا شما دیدید كه من از این بانك دزدی كنم؟
مرد پاسخ داد: بله قربان من دیدم سپس دزد اسلحه را به سمت شقیقه مرد گرفت و اورا در جا كشت او مجددا رو به زوجی كرد كه نزدیك او ایستاده بودند و از آنها پرسید آیا شما دیدید كه من از این بانك دزدی كنم؟
مرد پاسخ داد : نه قربان. من ندیدم اما همسرم دید!!

----

ازغضنفرمی پرسن :عروسی پسرت کیه؟
می گه:این دوشنبه نه چهارشنبه ی بعدی

----

قاضی: چرا با سر زدی توی صورت دوستت؟
غضنفر: جناب قاضی! خودش می‌خواست، هر وقت من را می‌دید،
می‌گفت یک سری به ما بزن!

----

غضنفر دخترش بچه دار نمیشده ، هرچی دوا درمون میکنن جواب نمیده

آخرش شوهرش میدن !

----

تو دادگاه وكیل مدافع میگه: جناب قاضی!

مردی كه شما محاكمه اش می‌كنید

پدری مهربان، انسانی شریف و آدمی‌ با وقار است.

متهم میگه: این قرار بود از من دفاع كنه، نه از كسی دیگه.

----

معلم: الفبای فارسی رو بگو ببینم.

شاگرد: الف ? ب ? پ ? ت ? ث ? چهار ? پنج ? شش ? هفت...

معلم: الفبای انگلیسی رو بگو ببینم.

شاگرد: ا ? بی ? سی ? چهل ? پنجاه ? شصت ? هفتاد...

معلم: الفبای یونانی رو بگو ببینم.

شاگرد: آلفا ? بتا ? ستا ? چهارتا ? پنج‌تا ...

معلم: نخواستم بابا یه شعر بگو.

شاگرد: نابرده رنج گنج ? پنج ? شش ? هفت..

----

خانمی نه چندان خوش قیافه به همسرش می گه: شباهت من و خورشید چیه؟

شوهرش می گه: به جفتتون نمی شه مستقیم نگاه كرد



ملانصرالدین و قابلمه همسایه

یکشنبه 26 دی 1389 03:55 ب.ظ
طبقه بندی:جوك و لطیفه، مطلب جالب، 

ملانصرالدین و قابلمه همسایه

جوکر

روزی ملانصرالدین به در خانه همسایه رفت و از او درخواست یک قابلمه را نمود. همسایه قابلمه را داد.
بعد از چند روز بعد ملانصرالدین قابلمه را به همراه یک قابلمه کوچک آورد.
همسایه با تعجب پرسید که قابلمه کوچک دیگر چیست؟
 ملانصرالدین پاسخ داد که قابلمه یک دیگچه زایید و همسایه با خوشحالی پذیرفت...

چند روز بعد دوباره ملانصرالدین قابلمه را درخواست کرد همسایه به امید زاییدن دیگ، قابلمه را به او داد و مدتی گذشت و  ملانصرالدین قابلمه را نیاورد.
همسایه برای دریافت قابلمه خود را به در خانه ی ملانصرالدین رسانید و دیگ خود را درخواست کرد.
اما  ملانصرالدین با گریه پاسخ داد که قابلمه مُرد.
همسایه با تعجب پرسید مگر قابلمه می میرد؟
 ملانصرالدین گفت: این بار هم مانند بار قبل قابلمه در حال زاییدن بود که سر زا مرد!!!



نظرسنجی

  • از نظر شما کدام مطالب جالب تر است ؟

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

صفحات جانبی

دنیای ی

کنید

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic